هدفم از قرار دادن اسم وبلاگ این بود که خدا با دستای خودش آیه هاشو بر قلب پیامبر(ص) نوشت...!
آیه الکرسی
پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ساعت 22:54 | بازدید : 1717 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 1 )

 

آیه الکرسی

عکس العمل شيطان هنگام نزول آيه الکرسي

امام محمد باقر از امير المومنين (ع) روايت فرموده: هنگامي که آيت الکرسي نازل شد رسول خدا (ص) فرمود آيه الکرسي آيه اي است که از گنج عرش نازل شده و زماني که اين آيه نازل گشت هر بتي که در جهان بود با صورت به زمين خورد.

در اين زمان ابليس ترسيد و به قومش گفت :"امشب حادثه اي بزرگ اتفاق افتاده است باشيد تا من عالم را بگردم و خبر بياورم.

ابليس عالم را گشت تا به شهر مدينه رسيد مردي را ديد و از او سوال کرد: " ديشب چه حادثه اي اتفاق افتاد"

مرد گفت "رسول خدا فرمود:" آيه اي از گنج هاي عرش نازل شد که بت هاي جهان به خاطر آن آيه همگي با صورت به زمين خوردند. ابليس بعد از شنيدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن ها خبر داد.

............................................................................................

آيت الکرسي سيد آيات قرآن

پيامبر به حضرت علي (ع) فرمود: " يا علي ! من سيد عربم-مکه سيد شهر هاست- کوه سينا سيد همه کوه هاست- جبرئيل سيد همه فرشتگان است – فرزندانت سيد جوانان اهل بهشتند- قرآن سيد همه کتاب هاست – بقره سيد همه سوره هاي قرآن است – ودر بقره يک آيه است که آن آيه 50کلمه دارد و هر کلمه 50 برکت دارد و آن آيت الکرسي است.

........................

پا داش کسي که آيت الکرسي را زياد مي خواند

عبدالله بن عوف گفته است:" شبي خواب ديدم که قيامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آساني بررسي کردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و کاخ هاي زيادي به من نشان دادند. به من گفتند: درهاي اين کاخ را بشمار ؛ من هم شمردم 50 درب داشت.

بعد گفتند: خانه هايش را بشمار. ديدم 175 خانه بود. به من گفتند اين خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم که از خواب پريدم و خدا را شکر گفتم.

صبح که شد نزد ابن سيرين رفتم و خواب را برايش تعريف کردم.

او گفت : معلوم است که تو آيه الکرسي زياد مي خواني. گفتم : بله ؛ همين طور است. ولي تو از کجا فهميدي. گفت براي اينکه اين آيه 50 کلمه و 175 حرف دارد. من از زيرکي حافظه او تعجب کردم. آنگاه به من گفت : هر که آيه الکرسي را بسيار بخواند سختي هاي مرگ بر او آسان مي شود.

.................................

قرآن برتر است يا تورات؟

روايت شده که از پيامبر (ص) پرسيدند: قرآن برتر است يا تورات؟ فرمودند: در قرآن آيه اي است که از تمام کتابهايي که خداوند بر پيامبرانش نازل فرموده بهتر و برتر و والاتر است و آن آيه الکرسي است.

پيامبر فرمودند با فضيلت ترين آيه اي که بر من نازل شد آيه الکرسي است.

پيامبر فرمودند آيه الکرسي وسوره توحيد عظيم تر از همه چيزهايي است که دون و پست تر از خداست.

پيامبر (ص) فرمودند: دانش بر تو گوارا باد. سوگند به کسي که جان محمد در دست اوست اين آيه داراي دو زبان و دو لب است که در عرش الهي تسبيح و تقديس خدا مي گويد.

رسول خدا (ص) فرمود: در شب معراج دو لوح را ديدم ، که در يک لوح سوره حمد و در لوح ديگر کل قرآن قرار داشت که سه نور از آن مي درخشيد . پس گفتم اي جبرئيل اين نوره چيست؟ جبرئيل در جواب گفت : آن سه نور يکي سوره توحيد و يکي سوره ياسين و ديگري آيه الکرسي مي باشد.

پيامبر (ص) فرمودند: در معراج در آـسمان هفتم ديدم که ملائکه حجب سوره نور را مي خوانند ، خزان کرسي آيه الکرسي و حمله عرش سوره مومن را مي خوانند.

امام صادق (ع) فرمود: همانا من از آيه الکرسي براي بالا رفتن درجات استفاده مي کنم.

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه سوره حمد و توحيد و قدر را با آيه الکرسي بخوانيد و بعد از آن برخيزيد و و رو به قبله حاجات خود را از خدا بخواهيد که حاجاتتان بر آورده خواهد شد زيرا اسم اعظم هستند.

امام علي (ع) فرمودند اگر شما از آثار معنوي آيه الکرسي آگاه بوديد در هيچ حال خواندن آن را ترک نمي کرديد.

امام محمد باقر (ع) فرمودند: هر کس يک بار آيه الکرسي را بخواند خداوند هزار ناراحتي از ناراحتي هاي دنيا و هزار سختي آخرت رااز او دور مي کند که کمترين ناراحتي دنيا فقر و کمترين سختي آخرت فشار قبر است.

رسول خدا در خواب به دختر خويش فرمودند: ترازوي اعمال خويش را با آيه الکرسي سنگين گردان. زيرا هرکس آن را قرائت نمايد آسمان وزمين با فرشتگانش به جنبش و حرکت در آيند و خداوند را با صداي بلند به پاکي ياد کنند و او را بزرگ بدارند و تسبيح گويند. پس از آن تمامي فرشتگان از خداوند مي خواهند که گناه خواننده آيه الکرسي را ببخشد و از خطا و لغزشش در گذرد.

رسول خدا (ص) فرمودند: هرکس آيه الکرسي را يک بار بخواند اسم او از ديوان اشقيا و انسان هاي بد محو مي شود.

امام رضا (ع) به نقل از پيامبر فرمودند: هر کس 100 مرتبه آيه الکرسي را بخواند چنان باشد که همه عمر خود را عبادت کرده باشد.

...........................

پيامبر فرمودند: هر کس آيه الکرسي را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شکافته گردد و به هم نيايد تا خداوند متعال به سوي خواننده آيت الکرسي نظر رحمت افکند و فرشته اي را بر انگيزد که از آن زمان تا فرداي آن کارهاي خوبش را بنويسد و کارهاي بدش را محو کند.

رسول اکرم (ص) فرمود: يا علي بر تو باد به خواندن آيه الکرسي بعد از هر نماز واجب. زيرا به غير از پيغمبر و صديق و شهيد کسي به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمي کند و هر کس بعد از هر نماز آيه الکرسي را بخواند به جز خداوند متعال کسي او را قبض روح نمي کند و مانند کسي باشد که همراه پيامبران خدا جهاد کرده تا شهيد شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت مي شود و به جز انسان صديق و عابد کسي بر خواندن آيه الکرسي مواظبت نمي کند.

در روايتي از امام باقر آمده است:" هر کس آيه الکرسي را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بيچارگيدر امان شود و رزق او وسعت يابد و خداوند به او از فضل خودش مال زيادي بخشد."

رسول اکرم فرمودندک هر کس آيه الکرسي را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق مي گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگه دارد.

جهت نور چشم بعد از هر نماز دست بر چشم بگذارد و آيه الکرسي بخواند و بگويد :" اعيذ نور بصري بنور الله الذي لا يطفي"

خداوند به موسي بن عمران وحي فرمود: کسي که بعد از نماز واجبش آيه الکرسي بخواند خداوند متعال به او قلب شاکرين – اجر انبيا و عمل صديقين را عطا فرمايد و چيزي جز مرگ از داخل شدن او به بهشت جلوگيري نمي نمايد. مداومت نمي نمايد به آن مگر پيامبر يا صديق يا کسي که از او راضي شده ام و يا شخصي که شهادت را روزي او مي نمايم.

................................

زيادي علم وحافظه

پيامبر (ص) روايت کرده است که فرمودند : 5 چيز حافظه را قوي مي گرداند: خوردن شيريني – گوشت نزديک گردن – عدس – نان سرد و خواندن آيت الکرسي

عالمي گويد : هر که علم مي خواهد بر پنج چيز مواظبت مي کند:

1- پرهيزکاري در آشکارا و پنهان 2- خواندن آيت الکرسي 3- هميشه با وضو بودن 4- نماز شب خواندن حتي اگر دو رکعت باشد. 5- غذا خوردن به منظور نيرو گرفتن نه شکم پر کردن.

............................................

سفر

امام صادق (ع) فرمود: سفر را با دادن صدقه و يا با خواندن آيت الکرسي آغاز کنيد. کسي که در سفر هر شب آيه الکرسي را بخواند هم خودش در سلامت باشد و هم چيزهايي که همراه اوست.

..........................................

حاجت

اگر براي کسي کار مهمي پيش آمده باشد و بخواهد که زود انجام شود و به صحرايي رود که در آنجا کسي نباشد و خطي دور خود بکشد و رو به قبله با تواضع بنشيند و 70 بار آيه الکرسي را بخواند . بدون شک در آن روز حاجات او بر آورده شود . اين کار تجربه شده است و شکي در آن نيست.

رسول اکرم (ص) فرمودند: هرگاه براي حاجتت از خانه ي خود بيرون آمدي آيه الکرسي را بخوان که حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.

امام علي (ع) فرمودند: هرگاه يکي از شما اراده حاجتي کند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بيرون رود و در وقت بيرون رفتن آخر سوره آْ عمران ( آيه 190تا آخر) و آيه الکرسي و سوره قدر و حمد را بخواند ، زيرا که در خواندن اين ها حوائج دنيا و آخرت برآورده مي شود.

در روايت آمده است هر کس آيت الکرسي را در وقت غروب بخواند حاجتش برآورده گردد.

 

فضيلت ؛ اهميت ؛ ثواب و آثار آيه الکرسي

1-  آيه الکرسي نوري از آسمان است .

2-  آيه الکرسي آيتي از گنج عرش است .

3-  آيه الکرسي باعث ايمني در سفر است .

4-  آيه الکرسي اعلاء ترين نقطه قرآن است .

5-  ذکر رسول مکرم اسلام در بستر؛ خواندن آيه الکرسي بود .

6-  با خواندن آيه الکرسي انسان دچار هيچگونه آفتي نخواهد داشت .

7-  براي رفع فقر آيه الکرسي موثر است و کمک الهي از غيب مي رسد .

8-  همه چيز در آيه الکرسي است يعني کرسي گنجايش آسمانها و زمين را دارد  .

9-  در تنهايي آيه الکرسي بخواني باعث رفع ترس مي شود و از سوي خدا کمک مي رسد .

10- آيه الکرسي رادر نماز ها ؛ روزها؛ شبهاي ايام هفته ؛ سفرها و در نماز شب و دفن ميت بخوانيد .

11- هنگام خواب نيز آيه الکرسي بخوانيد زيرا با عث مي شود خداوند فرشته اي نگهبان و محافظت بگمارد تا صبح سلامت بماني .

12- هر گاه از درد چشم شکايت داشتي آيه الکرسي بخوانيد و آن درد را اظهار نکنيد آن درد بر طرف مي شود و از آن عافيت مي طلبيد .

13- پيامبر اسلام (ص) : در خانه اي که آيه الکرسي خوانده شود ابليس از آن خانه دور مي شود و سحر وجادو در آن خانه وارد نمي شود .

14- آيه الکرسي پايه و عرش الهي است و هدف از خواندن آن اين است که مردم در عبادت جز خداوند کسي را نپرستند و به ذلت فرو نروندو روح يکتا پرستي ايجاد کنند و از بندگي ناروا آزاد شوند و آيه الکرسي عقلها را بيدار و اله حقيقي را معرفي و خداي دانا و توانا را به مردم مي شناساند .

15- وقت غروب 41 بار آيه الکرسي را بخواني حاجت روا مي شوي 0 ( 41 بار تا علي العظيم بخوان يعني يک آيه ) مجرب است 0 و براي رفع هم و غم ؛ شفاي مريض ؛ درمان درد؛ رحمت خداوند و زياد شدن نور چشم آيه الکرسي را مدام بخوانيد .

16- اگر مومن آيه الکرسي را بخواند و ثوابش را براي اهل قبول قرار دهد خداوند ملکي را بر او مقرر مي کند که برايش تسبيح کند .

17- آيه الکرسي در مزرعه و مغازه پنهان کردن باعث برکت مزرعه و رونق گرفتن کسب است .

18- از پيامبر نقل نموده اند که : اين آيه عظيم تر از هر چيزي است که حق تعالي آفريده است .

19- چند چيز حافظه را زياد مي کند يکي از آن خواندن آيه الکرسي است .

20- هر شب آيه الکرسي را بخواني تا صبح  در امان خدا هستي .

21- هر صبح آيه الکرسي را بخواني تا شب در امان خدا هستي .

22- آسان شدن مرگ بوسيله آيه الکرسي است .

23- آيه الکرسي عظيم ترين آيه در قرآن است .

24- براي حفظ مال و جان آيه الکرسي بخوان .

25- آيه الکرسي ويرانگر اساس شرک است .

26- آيه الکرسي سيد سوره بقره است .

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


قدمی بردار به سوی او....
پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ساعت 22:50 | بازدید : 2838 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

 

آتشي نمى سوزاند "ابراهيم" را
و دريايى غرق نمي کند "موسى" را

کودکي، مادرش او را به دست موجهاى "نيل" مي سپارد
تا برسد به خانه ي فرعونِ تشنه به خونَش

ديگري را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ي عزيز مصر درمي آورد
مکر زليخا زندانيش مي کند
اما عاقبت بر تخت ملک مي نشيند

از اين "قِصَص" قرآنى هنوز هم نياموختي ؟!

که اگر همه ي عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد
نمي توانند
او که يگانه تکيه گاه من و توست !

پس

به "تدبيرش" اعتماد کن

به "حکمتش" دل بسپار

به او "توکل" کن

و به سمت او "قدمي بردار"

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشيني ...

|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4


چرا حجاج خلاف عقربه های ساعت طواف می کنند؟
پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ساعت 22:48 | بازدید : 1813 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 1 )

چرا حجاج خلاف عقربه های ساعت  طواف می کنند؟

 

شاگرد پروفسور حسابي بر اساس علم فيزيک، علت اينکه جهت انجام طواف دور خانه خدا خلاف جهت عقربه هاي ساعت است را تشريح کرد.

حسين اردکاني، دکتراي علم فيزيک و از شاگردان پروفسور حسابي گفت: هر آنچه در شارع مقدس وجود دارد داراي مبناي علمي است به
طوري که در اعمال حج آمده است که جهت حرکت براي طواف به سمت چپ و خلاف جهت عقربه هاي ساعت باشد يا اينکه اکثر مراجع تقليد
مي گويند که بهتر است در ناحيه در خانه خدا تا مقام ابراهيم طواف انجام شود.
وي افزود: تمام اينها از نظر علم فيزيک قابل اثبات است. در نيمکره شمالي که خانه خدا واقع شده است وقتي هر ذره يا جسمي خلاف جهت
عقربه هاي ساعت بچرخد 5 نيرو به آن وارد مي شود که جمع اين نيروها و انرژي ها به سمت داخل است. در بحث طواف هم همين است، ذرات
در اينجا انسان ها هستند و مجموع اين نيروها نيز به سمت مرکز که همان خانه خداست هدايت مي شود.
اين فيزيکدان ادامه داد: اگر در طواف، چرخش به سمت راست انجام مي شد در علم فيزيک آمده است که گريز از مرکز رخ مي داد و طبق قانون
فيزيک ذرات که در اينجا انسان ها هستند به سمت بيرون پرتاب مي شدند و نيروي آنها به سمت مرکز که همان خانه خداست هدايت نمي شد.

اردکاني گفت: حالا اگر خانه خدا در نيمکره جنوبي واقع مي شد حتماً در دين ما تأکيد بر اين مي شد که بايد در جهت عقربه‌هاي ساعت يعني
به سمت راست، طواف خانه خدا انجام شود.
وي درباره تأکيد بر طواف بين در خانه خدا و مقام ابراهيم نيز اظهار داشت: هر جسم متحرکي که حرکت دوراني دارد اگر شعاع کم شود، سرعت
آن به طور ناخودآگاه زيادتر  مي شود و تمايل و تمرکز آن به سمت داخل و مرکز بيشتر مي شود به همين دليل اکثر مراجع مي گويند که در اين
فاصله طواف خانه خدا انجام شود چون با اين تمرکز، صعود و عروج رخ مي دهد.
اين دکتراي علم فيزيک معتقد است که همه چيز در دنيا بر اساس علم فيزيک قابل بررسي است اما علم انسان در اين حد نيست که تمام آنها
را دريافت کند.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آرامش بخش ترین کلمه "الله"
پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ساعت 15:43 | بازدید : 4802 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

 

« الله»  واقعا آرامبخش استيک پژوهشگر هلندي غيرمسلمان چندي پيش تحقيقي در دانشگاه آمستردام انجام داده و به اين نتيجه رسيده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نيز صداي اين لفظ، موجب آرامش روحي مي‌شود و استرس و نگراني را از بدن انسان دور مي‌کند.

اين پژوهشگر غيرمسلمان هلند طي گفتگويي در اين باره گفت: پس از انجام تحقيقاتي سه ساله که بر روي تعداد زيادي مسلمان که قرآن مي‌خوانند و يا کلمه «الله»را مي شنوند، به اين نتيجه رسيدم که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و حتي شنيدن آن، موجب آرامش روحي مي‌شود و استرس و نگراني را از بدن انسان دور مي‌کند و نيز به تنفس انسان نظم و ترتيب مي‌دهد.وي در ادامه افزود: بسياري از اين مسلمان که روي آنان تحقيق مي‌کردم از بيماري‌هاي مختلف روحي و رواني رنج مي‌بردند. من حتي در تحقيقاتم از افراد غيرمسلمان نيز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر « الله» کردم و نتيجه باز هم همان بود. خودم نيز از اين نتيجه به شدت غافلگير شدم، زيرا تأثير آن بر روي افراد افسرده، نااميد و نگران، تأثيري چشمگير و عجيب بود.اين پژوهشگر هلندي همچنين گفت: از نظر پزشکي برايم ثابت شد که حرف الف که کلمه «الله» با آن شروع مي‌شود، از بخش بالايي سينه انسان خارج شده و باعث تنظيم تنفس مي‌شود، به ويژه اگر تکرار شود و اين تنظيم تنفس به انسان آرامش روحي مي‌دهد. حرف لام که حرف دوم «الله» است نيز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقاني دهان مي‌شود. تکرار شدن اين حرکت که در کلمه «الله»تشديد دارد نيز در تنظيم و ترتيب تنفس تأثيرگذار است. اما حرف هاء حرکتي به ريه مي‌دهد و بر دستگاه تنفسي و در نتيجه قلب تأثير بسيار خوبي دارد و موجب تنظيم ضربان قلب مي‌شود.به راستي که قرآن کريم در آيه‌اي کريمه مي‌فرمايد: «الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئن القلوب».

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آیه ای برای پیامبر
چهارشنبه 11 بهمن 1391 ساعت 11:12 | بازدید : 1402 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )


آیه ای برای پیامبر


بسم الله الرحمن الرحيم

يريدون ليطفوا نور الله بافواههم والله متم نوره و لو کره الکافرون .
مي خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش کنند.ولي نمي توانند و خدا آنرا محافظت کرده و نور خودش را کامل مي کند.هر چند که کافران را خوش نيايد.(سوره صف)

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حقیق درباره چگونگى پیدایش نخستین مراحل ساختمان جسمانى و جنبه هاى ادراكى و روحى اولین انسان
چهارشنبه 11 بهمن 1391 ساعت 11:09 | بازدید : 1517 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

 

حقیق درباره چگونگى پیدایش نخستین مراحل ساختمان جسمانى و جنبه هاى ادراكى و روحى اولین انسان

 

حقیق درباره چگونگى پیدایش نخستین مراحل ساختمان جسمانى و جنبه هاى ادراكى و روحى اولین انسان، از دیرزمان مورد توجه علماى دین، فلاسفه و راویان تاریخ بوده و از جمله موضوعات مورد علاقه بشر بوده است، چرا كه براى انسان كه یكى از ویژگیهاى مهم او پرسشگرى و تلاش براى دانستن است، شناخت ریشه ها و چگونگى پیدایش نسل و نوع و نژاد او جالب و شایان توجه است.

به گزارش شفقنا، سید ابراهیم سجادی در شماره 15 - 16 فصلنامه ی پژوهش های قرآنی، ویژه انسان شناسی پاییز و زمستان 1377 نوشت: تبارشناسى، به گونه جدید، با عنوان انسان شناسى ادامه دارد، عنوانى كه در قرن شانزدهم سرزبانها افتاد 1 و در بهترین تعریف خود عبارت است از:

(بررسى اصل و تبار انسان همراه با رشد مادى، اجتماعى، فرهنگى و رفتارى او، در گذشته و حال.) 2

برجسته ترین زیر عنوان انسان شناسى عبارت است از انسان شناسى طبیعى و انسان شناسى فرهنگى كه در انسان شناسى طبیعى پیدایش، ریشه و تبار انسان به عنوان یك پدیده زیست شناختى مورد مطالعه قرار مى گیرد و در انسان شناسى فرهنگى، بررسى جنبه هاى فرهنگى او را پوشش مى دهد. 3

تاریخ انسان شناسى طبیعى، دیدگاه هاى متنوعى را درباره چگونگى پیدایش نخستین انسان، از زبان فلاسفه و متون مذاهب و ادیان روایت مى كند:

1. رویش از زمین...........

 

 

 

برای دیدن ادامه متن به ادامه مطلب بروید...........

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تصاویر شفقنا از افتتاحیه هجدهمین المپیاد قرآن و حدیث؛ نکوداشت آیت الله سبحانی
چهارشنبه 11 بهمن 1391 ساعت 11:00 | بازدید : 1022 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

تصاویر شفقنا از افتتاحیه هجدهمین المپیاد قرآن و حدیث؛ نکوداشت آیت الله سبحانی

 


شفقنا- پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

عکس / محمد محسن زاده

 

 

 

 

برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید.....

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


پیامبر خدا (ص) در اشعار شاعران
سه‌شنبه 10 بهمن 1391 ساعت 23:29 | بازدید : 1405 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

 

پیامبر خدا (ص) در اشعار شاعران

 

      ماه،  فرو   مانَد   از  جمال  محمّد        سرو  نباشد  به اعتدال  محمّد

 

 

      قدر فلک را کمال و منزلتی نیست        در   نظر   قدر،  با  کمال محمّد

 

 

      وعدة  دیدار  هر   کسی  به قیامت        لیلة اسری، شب وصال محمّد

 

 

 

سعدی

جز به دست و دل محمّد نیست    حلّ و عقد خزانة اسرار

چون دلت پر ز نور احمد بُود    به یقین دان که ایمنی از نار

سنایی

مصطفی را وعده داد الطاف حق   گر بمیری تو، نمیرد این سَبَق

مولوی

گزینم قران است و دین محمّد    همین بود ازیرا گزین محمّد

یقینم که من هر دُوان را بورزم    یقینم شود چون یقین محمّد

کلید بهشت و دلیل نعیم    حصار حصین چیست؟ دین محمّد

محمّد رسول خدای است زی ما    همین بود نقش نگین محمّد

ناصر خسرو

خورشید خُلد، مهتر دنیا و آخرت    سلطان شرع، خواجة کونَین، مصطفی

چشم و چراغ سنّت و نور دو چشم دین     صاحبْ قبول هفت قرآن، صاحب لوا

عطّار

محمّد کآفرینش هست خاکش

هزاران آفرین بر جان پاکش

چراغ افروز چشم اهل بینش

طراز کارگاه آفرینش

ریاحین‌بخشِ باغ صبحگاهی

کلید مخزن گنج الهی

گفت پیبغمبر: شما را – ای مهان

چون پدر هستم شفیق و مهربان

 

 

نظامی

گفت پیغمبر به اصحاب کبار    تن مپوشانید از باد بهار

کانچه با برگ درختان می‌کند    با تن و جان شما، آن می‌کند

مولوی

خاک بالین رسول الله همه حِرز شفاست

حرز شافی بهرجانِ ناتوان آورده‌ام

گوهر دریای کاف و نون، محمّد کز ثناش

گوهر اندر کلک و دریا در بنان آورده‌ام

خاقانی

امید رحمت است آری، خصوص آن را که در خاطر

ثنای سید مرسل، نبی محترم گردد

محمّأ کز ثنای فضل او برخاک هر خاطر

که بارد قطره‌ای، در حال، دریای نعم گردد

چو دولت بایدم، تحمید ذات مصطفی گویم

که در دریوزه، صوفی، گِرد اصحاب کرم گردد

اگر تو حکمت آموزی به دیوان محمّد رو

که بو جهل آن بُوَد کو خود به دانش، بوالحکم گردد

سعدی

آن نور مبین که در جبین ما هست     وان ضوء یقین که در دلِ آگاه است

این جملة نور بلکه نور همه نور     از نور محمّدِ رسول الله است

 

اسدی طوسی

کای محمّد این جهان و آن جهانی نیستی

لاجرم این جان داری صدر و آن جا متّکا

رحمتت زان کرده‌اند این هر دو تا از گردنعل

این جهان را سُرمه باشی، آن جهان را توتیا

سنایی

گفت پیغمبر: به آواز بلند

با توکّل، زانوی اُشتر ببند

مولوی

مر تو را دین محمّد چو دبستان است

دین کُنَد جان تو را زنده و علم آگین

طلب علمت فرمود رسول حق

گر سفر باید کردن به مَثَل تا چین

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


این عطر حضور کیست که عرش را به هیجان آورده است؟/نوشته ای به قلم بهمنیار درولادت حضرت محمد(ص)
سه‌شنبه 10 بهمن 1391 ساعت 23:08 | بازدید : 1297 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

 

 

 

 

این عطر حضور کیست که عرش را به هیجان آورده است؟/نوشته ای به قلم بهمنیار درولادت حضرت محمد(ص)

 

 

 

 


شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)

داریوش احمدرضابهمنیار در یادداشتی که به مناسبت روز هفدهم ربیع الاول میلاد مسعود پیامبر رحمت، فخر آسمان و زمین، پیامبر آرامش و مهربانی حضرت محمد مصطفی (ص) و نیز، ولادت امام جعفر صادق (ع) به شفقنا ارسال کرده،آورده است:

سلام و صلوات بر مولود مکه

سلام و صلوات بر مولود مکه که منجی آدمیان از ظلمات جهل و تعصب است، سلام بر تو یاابن رسول الله، ای امير عارفان و امين مؤمنان، سلام بر تو اي پاکتر از نسيم صبحگاهان، اي شعفستان ياران، اي روح نيايش و اي نور ناب يار، با کدامين زبان و قلم وصف تو توان گفتن وقتی که افلاک، رهين خلقت توست معراج تو لقاي يار است و معراج ما محراب ابرويت، مکتب تو رحمت رحيم است و آيين ما خورشيد نگاهت، قبله تو ذات حميد است و کعبه‌ ما زلف محمد (ص)، تو عبد نور سماواتي و ما عبيد نور سيمايت، تو ساجد آستان يکتايي و ما خاضع خُـلق يکتايت، اي آخرين رسول نگار و اولين وقار بهار، بردباری تو مرهم زخم‌های دیرینه ما بود، و کلامت شفای درد نادانی ماست، دست‌هایت سایه‌بان بی‌یاوری ما، و هستی‌ات بهانه آفرینش ماست، و امروز، یارانت تلخ‌ترین جرعه‌ها را از ظرف زمان می‌نوشند و سنگین‌ترین اندوه عالم را بر شانه‌های دل می‌کشند.
ای مولود مبارک، در قدوم تو ياسمن ها به سجده افتادند، آواي رضايت و شکر از قنوت سپيداران برخاسته، دلهاي پاک عاشقان حراي دوباره گامهاي تو باد، ميلاد تو آغاز انتشار فضائل است، يا طه پدر و مادرم فداي يک تبسم مليح تو باد، گلخند قدسي رضايت تو مي‌ جوييم و کرامت باران نگاهت، کاش مناداي بشارت تو باشيم و پذيراي مخلص انذارت، نگاه رأفت تو هماره بر امت يکتاپرستت باد، مدينه این روزها مسرور گامهاي ديگري هم هست، آيينه ‌دار آيين آسماني امين ايمانيان (ص)، صادق آل ياسين (ع) با حضور خدايي خويش، قدم بر آستان ديده‌ شيعيان نهاد، انشراح سينه‌ سترگ نبي (ص)، علم علي (ع)، حلم حسن (ع)، حماسه حسين (ع) و سطوت زهرا (س) دوباره در مدينه هويدا شد، طلوع سپيده صادق و فجر حقايق برآمد و گوهر دانش و عشق و قيام، تابيد و انوار اسرار آل محمد، تاريخ عاشقان را فرا گرفت، ميلاد مهر سپهر هدايت، محمد مصطفي خاتم الانبياء (ص) و ولادت ستاره‌ آسمان ولايت، صادق آل رسالت (ع) خجسته باد، خدايا، به سيماي دلرباي حبيبت سوگند، ما مريدان نبوت و ولايت را در طريق انبياء و اولياء برگزيده‌ ات مستدام و مقاوم بدار، و توفيق اطاعت از نايب ولي عصر (عج)، خامنه ‌اي عزيز را هماره قرين راهمان گردان.
ای آسمان مبارک بادت روز هفدهم ربیع الاول، خجسته زاد روز سید مرسلین حضرت ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی (صلوات اله علیه)
چه هدیه ای آورده ای برای این خاک نشینان مفلوک؟
این عطر حضور کیست که عرش را به هیجان آورده است؟
ایام به کام، ای درخت نبوت، طوبای صداقت، شاخه هایت پر بار که امروز گل کرده ای به وجود زیباترین مولود هستی، مولود حرم، مولود آستانه عفت و ایمان، می خوانمت به نام تمام زیبایی ها
مولود زیبای آمنه علیهاالسلام، اینک این آغوش پرندین حضرت جبریل علیه السلام است که تو را به گلگشت و تفرّج آسمان می برد.
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که زبان به حمد و یگانگی خداوند گشودی و عطر توحید، کوچه های مکه را فراگرفت
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که غربت، به قصد قربت برگزیدی و برکت وجودت، تاریخ را به مبدأی از نور، راهنما شد
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که خانه دوست، آکنده از عطر عاشقانگی ها شد و نجوای نمازت، دل از آسمان ربود
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که زمین از نعمت حضورت در کاینات برخوردار شد و آسمان به میزبانی زمین غبطه خورد
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که پیشانی ارادت بر خاک نهادی تا شکوه بندگی را به جای آوری
درود خداوند بر تو باد، آن گاه که مادر را سلام گفتی و فرشتگان به تحسین جمال بی مثالت پرداختند
درود خداوند بر تو باد، مادامی که حیات در کاینات باقی است.
شب هفدهم ربیع الاول شب ليلة‌ القدر اهل ولاست و فردایش نويد احياي عاشقان را از زبان صباي صبح مي‌ توان شنيد، خورشيد رسالت از کوهسار کرامت عرش، طلوعي شکوهنده مي‌ يابد، فردا نشاط بهار و رونق باغ بر بسيط خاک مي‌ گسترد، و بشارت شگرف از ملکوت مي‌ تراود، و بر دلهاي مشتاقان نزول مي‌ کند، در لحظه تلألؤ گوهر رخشان وجود مقدس خاتم‌ الانبياء (ع) درياچه دنائت خشکيد، طاق طغيان فرو ريخت و بتهاي بهت و جهالت بني‌ آدم به خاک افتاد، باران ستاره و ياس از آسمان مکه باريدن گرفت، سپاه سپيده بر جنود ظلمت تاخت، آبشار بشارت و نويد اميد، تراويد، خستگان زمين و مظلومين زمان را توان و تبسم به جان و لب نشست، روح بهاران از آفاق وصال دميد و عصر عطا در سراي آفرينش پيچيد، مسجود ملائک و محمود خلائق و مصطفاي دلدار و امير دلشدگان، خرامان به محفل دلخستگان آمد، مسيح بن مريم از عرش به زير آمد و در قدوم محمد (ص) شمع شعفناکي افروخت، و موساي عمران با عصاي ارادت، درياي شوق را شکافت، سرادق توحيد و رايت نور در وادي وداد، برافراشتند و هلهله اهل نياز به آسمان برخاست، بر دشت خشک خاطرات رنج و جهل و جفا، سبزه صدق و عشق و صفا روييد، و درخت سترگ رسالت به ثمر نشست، محمود آسمانيان از عرش عنايت يار به جمع اهل نياز آمد، آمد محمد و عطر سحر در سراي دل پيچيد، آمد محمد و بارگاه باهر مهر بر بسيط خاک برپا شد، آمد محمد و بوستان عاشقان گل افشان شد، السلام عليک يا رسول‌الله
سلام و صلوات بر عبادتت که می تواند جماعت بی کران اقتدا کنندگان را تا معراج خدا ببرد و از عشق، سرشارشان سازد
سلام بر فراخی سینه ات که می تواند همه جهان را تنگ در آغوش رحمت خویش بکشد و باز هم برای بخشش پشیمانان، جا داشته باشد
سلام بر راستی قدم هایت که می تواند صراط مستقیمی را نشان دهد که هیچ پایی برآن نلرزد و خطا نرود
سلام بر شیوایی کلامت که می تواند خشن ترین دل های سنگی را چون آب زلال زمزم نور، جاری کند
سلام بر شجاعتت که می تواند چون شمشیری، قلب پر کینه دشمنان اسلام را بشکافد و یک تنه، سپر همه جانبه دین خدا شود
سلام بر عدالتت که می تواند دست عرب و عجم، فقیر و غنی، برده و ارباب را در دست هم بگذارد و همه را جز به چشم تقوا ننگرد
سلام بر علمت که می تواند شهری باشد به بی کرانگی ابدیت، با دروازه ای که هیچ پرسشی را بی جواب نمی گذارد
سلام بر برکت دستانت که می تواند نان رزق هزاران سفره خالی را مهیا کند
سلام بر لحظه لحظه عمری که جز با نزول رحمت و فرود هدایت بر خلایق نگذشت
سلام و صلوات بر رسولی که ولادتش نقطه عطفی در تاریخ انسانیت است.
در طول تاریخ بشری هیچ شخصیتی همچون پیامبر گرامی اسلام (ص) مورد توجه اندیشمندان و متفکران نبوده است، و درباره هیچ انسانی مانند او کتب به رشته تحریر در نیامده، بی شک وجود مبارک او که اشرف انبیاء و اشرف مخلوقات است، چون نگینی درخشان بر تارک عالم وجود نور افشانی می کند، او که به عقیده دوست و دشمن معلم بزرگ هدایت و معنویت است، با اخلاقی نیکو که قرآن از آن تعبیر به خلق عظیم دارد، آن چنان سایه مهر و محبتش را بر سر همگان گسترده که نه تنها یارانش شیفته و شیدای اویند که دشمنانش نیز در برابر لطف و رحمت او شرمگین و سر افکنده اند، قرآن شریف او را الگو و اسوه تمام آدمیان در همه زمان ها و مکان ها می داند، و همگان را به تاسی و پیروی از او فرا می خواند، و هزاران افسوس که پس از قرن ها هنوز حقیقت عظمای محمدی (ص) ناشناخته مانده، با این وصف همان مقدار اندکی که از سراسر عشق و محبت او به یادگار مانده، دلهای مشتاق را به سوی چشمه سار زلال معنویت می کشاند، امید آنکه دلهایمان با عشق محمدی با یکدیگر انس و الفت گیرد، و پرده های حجاب و تیرگی از زندگیمان زدوده گردد.
هر امتي، امت پس از خود را به آمدنش مژده می داد، نسل به نسل از حضرت آدم تا پدر بزرگوارش عبدالله هر پدري او را به پدر ديگر تحويل داد، اصل و نسبش به ناپاکي آميخته نشد، و ولادت او با ازدواج نا مشروع پليد نگشت، ولادتش در بهترين طايفه، گرامي ترين نواده (بني هاشم)، شريف ترين قبيله (فاطمه مخزوميه) و محفوظ ترين شکم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترين دامن بود.
در طول تاريخ اديان، کمتر پيامبري وجود دارد که مانند پيامبر اسلام (ص) تمام خصوصيات و جوانب زندگي ايشان به طور واضح و روشن، بيان و ثبت ‏شده ‏باشد، محمد بن عبدالله (ص) در حريم عزت تولد يافت، در خاندان شرافت اقامت گزيد، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بيان کردند و حکميان در وصفش انديشه کردند، او پاکدامني بي نظير، هاشمي نسبي بي مانند و بي مانندي از اهل مکه بود. حيا، صفت او بود، و سخاوت طبيعتش، بر متانت ها و اخلاق نبوت سرشته شده بود، اوصاف خويشتن داري هاي رسالت بر او مهر شده بود، تا آن گاه که مقدرات و قضا و قدر الهي عمر او را به پايان رسانيد و حکم حتمي پروردگار او را به سرانجامش منتهي ساخت.
خدا او را برگزيد، پسنديد، و انتخاب کرد، سپس کليدهاي دانش و سر چشمه هاي حکمت را به او داد، او را مبعوث کرد تا رحمت بر بندگان و بهار جهانيان باشد، خداوند کتابي را بر او نازل کرد که بيان و توضيح هر چيزي در آن است، و آن را به لغت عربي بدون هيچ انحرافي قرار داد، به اميد اين که مردم پرهيزکار شوند، آن را براي مردم بيان کرد و معارف آن را روشن ساخت، و با آن دينش را آشکار ساخت و واجباتي را لازم شمرد و حدودي را براي مردم وضع و بيان کرد، آن ها را براي مردم آشکار کرد و آن ها را آگاه ساخت، آن حضرت در آن امور راهنمايي به سوي نجات و نشانه هاي هدايت به سوي خدا است، رسول خدا (ص) رسالتش را تبليغ کرد، ماموريتش را آشکار ساخت بارهاي سنگين نبوت را که به عهده گرفته بود، به منزل رسانيد و به خاطر پرورگارش صبر کرد و در راهش جهاد کرد، با برنامه ها و انگيزه هايي که براي مردم پي ريزي کرد و مناره‌هايي که نشانه هاي آن را بر افراشت، براي امتش خير خواهي کرد و آن ها را به سوي نجات و رستگاري فرا خواند، و به ياد خدا تشويق و به راه هدايت دلالت کرد تا مردم پس از او گمراه نشوند.
از زمان آدم ابو البشر تا زمانی که اسرافیل در صور بدمد کسی به منزلت حضرت محمد (ص) نمیرسد و وجود اقدسش یگانه منبع فیض است و منجی آدمیان از ظلمات جهل و تعصب می باشد، روز هفدهم ربیع الاول میلاد مسعود پیامبر رحمت، فخر آسمان و زمین، پیامبر آرامش و مهربانی حضرت محمد مصطفی (ص) و نیز، ولادت امام جعفر صادق (ع) به همه دوستان و دوستداران پیامبر و جانشینان آن حضرت تبریک و تهنیت باد.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


100 خصلت از خصوصیات رفتاری پیامبراکرم(ص)
سه‌شنبه 10 بهمن 1391 ساعت 23:07 | بازدید : 1444 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

100 خصلت از خصوصیات رفتاری پیامبراکرم(ص)


شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)

 

1-هنگام راه رفتن با آرامی و وقار راه می رفت
2-در راه رفتن قدم ها را بر زمین نمی کشید.
3-گاهش پیوسته به زیر افتاده و بر زمین دوخته بود.
4-هرکه را می دید مبادرت به سلام می کرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت.
5-وقتی با کسی دست می داد دست خود را زودتر از دست او بیرون نمی کشید.
6-با مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد آن حضرت است.
7-هرگاه به کسی می نگریست به روش ارباب دولت با گوشه ی چشم نظر نمی کرد.
8-هرگز به روی مردم چشم نمی دوخت و خیره نگاه نمی کرد.
9-چون اشاره می کرد با دست اشاره می کرد نه با چشم و ابرو.
10-سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی شد لب به سخن نمی گشود.
11-هرگاه با کسی هم صحبت می شد به سخنان او خوب گوش فرا می داد.
12-چون با کسی سخن می گفت کاملا برمیگشت و رو به او می نشست.
13-با هرکه می نشست تا او اراده ی برخاستن نمی کرد آن حضرت برنمی خاست.
14-در مجلسی نمی نشست و برنمی خاست مگر با یاد خدا.
15-هنگام ورود به مجلسی در آخر و نزدیک درب می نشست نه در صدر آن.
16-در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد.
17-هرگز در حضور مردم تکیه نمی زد.
18-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.
19-اگر در محضر او چیزی رخ می داد که ناپسند وی بود نادیده می گرفت.
20-اگر از کسی خطایی صادر می گشت آن را نقل نمی کرد.
21-کسی را بر لغزش و خطای در سخن مواخذه نمی کرد.
22-هرگز با کسی جدل و منازعه نمی کرد.
23-هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگوید.
24-پاسخ به سوالی را چند مرتبه تکرار می کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.
25-چون سخن ناصواب از کسی می شنید. نمی فرمودـ« چرا فلانی چنین گفت» بلکه می فرمود « بعضی مردم را چه می شود که چنین می گویند؟»
26-با فقرا زیاد نشست و برخاست می کرد و با آنان هم غذا می شد.
27-دعوت بندگان و غلامان را می پذیرفت.
28-هدیه را قبول می کرد اگرچه به اندازه ی یک جرعه شیر بود.
29-بیش از همه صله ی رحم به جا می آورد.
30-به خویشاوندان خود احسان می کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد.
31-کار نیک را تحسین و تشویق می فرمود و کار بد را تقبیح می نمود و از آن نهی می کرد.
32-آنچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به آنان می فرمود و مکرر می گفت هرآنچه حاضران از من می شنوند به غایبان برسانند.
33-هرکه عذر می آورد عذر او را قبول می کرد.
34-هرگز کسی را حقیر نمی شمرد.
35-هرگز کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند.
36-هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نکرد.
37-هرگز عیب مردم را جستجو نمی کرد.
38-از شر مردم برحذر بود ولی از آنان کناره نمی گرفت و با همه خوشخو بود.
39-هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت.
40-بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد.
41-از بیماران عیادت می کرد اگرچه دور افتاده ترین نقطه ی مدینه بود.
42-سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد.
43-اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد.
44-با اصحابش در کارها بسیار مشورت می کرد و بر آن تاکید می فرمود.
45-در جمع یارانش دایره وار می نشست و اگر غریبه ای بر آنان وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که پیامبر کدامیک از ایشان است
46-میان یارانش انس و الفت برقرار می کرد.
47-وفادارترین مردم به عهد و پیمان بود.
48-هرگاه چیزی به فقیر می بخشید به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی داد.
49-اگر در حال نماز بود و کسی پیش او می امد نمازش را کوتاه می کرد.
50-اگر در حال نماز بود و کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد.
51-عزیزترین افراد نزد او کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید.
52-احدی از محضر او نا امید نبود و می فرمود « برسانید به من حاجت کسی را که نمی تواند حاجتش را به من برساند
53-هرگاه کسی از او حاجتی می خواست اگر مقدور بود روا می فرمود و گرنه با سخنی خوش و با وعده ای نیکو او را راضی می کرد.
54-هرگز جواب رد به درخواست کسی نداد مگر آنکه برای معصیت باشد.
55-پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود.
56-غریبان را خیلی مراعات می نمود.
57-با نیکی به شروران دل آنان را به دست می آورد و مجذوب خود می کرد.
58-همواره متبسم بود و در عین حال خوف زیادی از خدا بردل داشت .
59-چون شاد می شد چشم ها را بر هم می گذاشت و خیلی اظهار فرح نمی کرد.
60-اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و صدایش به خنده بلند نمی شد .
61-مزاح می کرد اما به بهانه ی مزاح و خنداندن حرف لغو و باطل نمی زد.
62-نام بد را تغییر می داد و به جای آن نام نیک می گذاشت.
63-بردباریش همواره بر خشم او سبقت می گرفت.
64-از برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد.
65-از برای خدا آنچنان به خشم می آمد که دیگر کسی او را نمی شناخت
66-هرگز برای خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حریم حق شکسته شود.
67-هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.
68-در حال خشنودی و نا خشنودی جز یاد حق بر زبان نداشت.
69-هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد .
70-در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.
71-بر روی خاک می نشست و بر روی خاک غذا می خورد.
72-بر روی زمین می خوابید.
73-کفش و لباس را خودش وصله می کرد.
74-با دست خودش شیر می دوشت و پای شتر ش را خودش می بست.
75-هر مرکبی برایش مهیا بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد.
76-هرجا می رفت عبایی که داشت به عنوان زیر انداز خود استفاده می کرد.
77-اکثر جامه های آن حضرت سفید بود.
78-چون جامه ی نو می پوشید جامه ی قبلی خود را به فقیری می بخشید.
79-جامه ی فاخری که داشت مخصوص روز جمعه بود.
80-در هنگام کفش و لباس پوشیدن همیشه از سمت راست آغاز می کرد.
81-ژولیده مو بودن را کراهت می دانست.
82-همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود.
83-همیشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک می زد.
84-نور چشم او در نماز بود و اسایش و آرامش خود را در نماز می یافت.
85-ایام سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه می داشت.
86-هرگز نعمتی را مذمت نکرد.
87-اندک نعمت خداوند را بزرگ می شمرد.
88-هرگز از غذایی تعریف نکرد یا از غذایی بد نگفت.
89-موقع غذا هرچه حاضر می کردند میل می فرمود.
90-در سر سفره از جلوی خود غذا تناول می فرمود.
91-بر سر غذا از همه زودتر حاضر می شدو از همه دیرتر دست می کشید.
92-تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از سیر شدن منصرف می شد.
93-معده اش هیچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.
94-در غذا هرگر آروغ نزد.
95-تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمی خورد.
96-بعد از غذا دستها را می شست و بر روی خود می کشید.
97-وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.
98-از دوشیزگان پرده نشین با حیاتر بود.
99-چون می خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه می خواست.
100-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و نیز بخشی برای خودش بود و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد.
منابع: کتاب «منتهی الآمال» مرحوم محدث قمی و کتاب «مکارم الاخلاق» مرحوم طبرسی

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
نویسندگان
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 87
:: کل نظرات : 17

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 2
:: بازدید هفته : 3
:: بازدید ماه : 21
:: بازدید سال : 260
:: بازدید کلی : 260
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران